احمد مجد الاسلام كرمانى

120

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

نحوه فروش خالصجات بارى كلام در فروش خالصجات بود اصل عمل بعقيده ما بسيار مستحسن ولى فروش به صاحبان قدرت و ثروت بسيار مستحجن بود و چون شاه مرحوم ديد كه از داشتن خالصجات چندان منتفع نمىشود فكر كرد كه آنها را بفروشد و همان عايدى كه در دفتر باسم هر ملكى نوشته‌اند بعنوان ماليات بر آن ملك تحميل كند و على الحساب هم مبلغى باسم تقديم صدور فرمان از خريدار بگيرند ، تا هم مبلغى ، نقدا عايد پادشاه شود و هم املاك را خريداران قهراآباد مىنمايند و هم ماليات آنها همه ساله بدون هيچ كسر و نقصان بخزينه عايد مىشود ، اين بود اصل ملاحظه شاه كه به اين كار اقدام فرمود و على الظاهر فكر كرده بود ولى در واقع امر در چند جا خبط و خطا يا سهو و اشتباه كردند . اول در تعيين مشترى كه چنان كه اشاره كرديم بايستى املاك خالصه را فقط برعايا و زارعين هركدام برحسب استعدادشان بفروشند و لازم نيست يكقطعه ملك شش دانگى را بيك نفر بفروشند ، بلكه ترتيب اين بود كه هردهى را به همان اشخاصى كه آن ده را زراعت مينمايند واگذار فرمايند تا هم رعايا صاحب ثروت شوند و هم هميشه نرخ غله ارزان بماند ، چرا كه رعيت بواسطه نداشتن سرمايه مجبور است حاصل خود را بهر قيمت كه ميخرند بفروشد تا از عهده اداى مال ديوانى برآيد ، اما مردمان صاحب شوكت و ثروت بواسطه داشتن سرمايه محتاج به فروش اجناس عايدى از ملك نيستند و قهرا ميل دارند گران بفروشند ، اين است كه اجناس خود را احتكار مىنمايند تا گران بفروشند و به همين دليل از تاريخ فروش خالصه تا هذة السنه در تمام ايران قيمت غله گران شد و مردم بيچاره نان ارزان نخوردند و معلوم است ساير اجناس هم بمتابعت غله گران خواهد شد لهذا بر فقر مردم ايران چندين درجه افزوده گرديد .